قهرمان ميرزا عين السلطنه
919
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بشود . اعتماد السلطنه گفته است حاجى روزى كه تو از اصفهان آمدى يك . . . « 1 » خورجين همراه داشته مثل چرچيها كه در ميان آن دو سه هزار پول سياه و قدرى ابريشم نخ و تكمه بود . مگر بگوئى خير اهل اين مجلس اغلب ديدهاند و خود من هم رؤيت كردم . همه كس مىداند . بر كسى پوشيده نيست و الان شما صاحب بيست كرور مكنت مىباشيد . چه تجارتى كردهايد كه ساير اين تجار راه آن را بلد نشدند و از شما هم ياد نگرفتند . جواب داده است من مكنتى ندارم . تمام مايملك مرا يك كرور قبول كنيد . اعتماد السلطنه گفته حاجى به گفتن درست درنمىآيد . من در حضور شاه ملتزم مىشوم از سرم و شما را به بيست كرور تومان نقد از شاه خريدارى مىكنم . آن وقت مىدانى از كجا خواهد گرفت . به ضرب شكنجه و داغ پولهاى اهل ايران را از تو وصول خواهد كرد . پول را اينطور كردى ، تمام اهل ايران را به شاه شوراندى . تمام مملكت را گدا و فقير كردى . دو سال است سالى صد و پنجاه هزار تومان به شاه مىدهى . سى سال سالى سى هزار تومان دادى و مسى را از قرار يكمن هفت هزار خريدى دو هزار هم در هر من مخارج كردى و آنوقت سه تومان و نيم و چهار تومان فروختى . تمام سكههاى طلاى صحيح را خريده و بار زده سكهء جديد ضرب زدى و الان تمام پولها را به پسرت داده و او را روانهء فرانسه كردهاى . چند روز ديگر خودت هم مىروى و اين آشوب دنباله پيدا كرده صدمهء آن به شاه خواهد خورد . خيلى سخنان صحيح درشت به حاجى زده . حاجى رنگ رو را باخته و از ترس مطالب ديگر ياراى جواب دادن نداشته . مردم اين روزها حاجى را دنبال كردهاند و گمان نمىكنم جان به سلامت بهدر برد . ناموس ملت و دولت را به باد داده . اگر اهل اين شهر غيرت داشتند در اول روز تكهتكهاش مىكردند . از قرار معلوم الان به قدر دو كرور پول سياه در شهر و بيرون شهر انبار كرده دارد . به اندازهء شصت كرور پول سياه مىگويند در ايران و خارج است . سه ضرر در تمام ممالك روى زمين صديك اين پول سياه نيست . خداوند خودش محافظت كند . از دست اين شاه و اين مردم كارى ساخته نيست . تا حال در خريد و فروش اسباب اشتباه و گفتگو همان سنگ و ذرع بود ، حالا ضرر سنگ و ضرر پول و ضرر كسر هر سه در ميان است . يك چارك گوشت بخرى يك سير كم مىدهد . نيمسير از اصل سنگ كم است . صد دينار هم در معاملهء سياه و سفيد زيادى مىگيرد ، روزى هم يك قيمت دارد . هيچ كس سر از كارهاى اين ولايت درنمىبرد . جمعه 19 - مهمان افخم الدوله بوديم . محمد ميرزا سفرى شد . منتظم الدوله از رفتن استعفا كرد و محمد ميرزا به سمت نيابت حضرت و الا و مستشارى حضرت و الا برقرار شد . بسيار خوب سفرى مىروند . براى اواسط ماه ذيحجه الحرام بايد آنجا باشند .
--> ( 1 ) - يك كلمه ناخوانا